میرحسین موسوی: بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.



۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

حقوق مخالفان

برای آشنایی با طرز فکر و آیین اخلاقی سید محمد خاتمی و مقایسه رفتار وی بامخالفان در هنگام در دست داشتن قدرت یکی از مقاله های آقای عمادالدین باقی که بهمن ماه 76 در روزنامه جامعه چاپ شده بود را با هم میخوانیم
در متن های بعدی بیشتر عمق دیدگاههای خاتمی ولزوم توجه به نگرانیهای وی را مورد بررسی قرار میدهیم وبا مقایسه وضعیت موجود در ایران با دوره های مشابه در سایر جوامع سعی خواهیم کرد به تفکر لازم جهت عبور از  سد رادیکالیسم حاکم دست پیدا کنیم


آزادی از آن کیست؟

ازادی زیباترین و مقدس ترین واژه فرهنگ انسانی است . اما ازادی همواره قربانی ازادی خواهی شده است زیرا همواره حاکم و محکوم ، قاتل و مقتول ، قاصر و مقصور و ... دم از ازادی زده اند . واقعا معیار وجود یا فقدان ازادی چیست؟اگر تنها به نکته ی ظریف و ساده ای عنایت شود مرز ازادی و ضد ازادی اشکار تر خواهد شد اگر منظور از ازادی این باشد که موافقان هرچه میخواهند بگویند ، در این صورت هیتلر و موسیلینی و رضاخان هم ازادیخواه ترین مردان سیاسی اند چه در ظل حکومت انان ، هرکسی موافق تر بود ازادتر بود.


اساسا هنگامی که گروههای برانداز و طرفدار خشونت و ترور را استثنا کنیم وجود ازادی با میزان ازادی مخالفان و منتقدان معنی پیدا میکند . در غیر این صورت حتی فاشیست ترین دولتها نیز با ازادی سرستیز نخواهند داشت و مخالفتی نمیکنند . اینک با همین معیار به تاریخ گذشته خویش باز میگردیم در جامعه ما نیز ازادی خواهی به مفهوم مدرن ان پیشینه ای یکصد ساله دارد اما عمده ترین مانع و افت نهادینه شدن ان خود معیاری در تعریف ازادی بوده است. مدعیان ازادی مادامی که همه چیز را در اختیار داشتند از وضع موجود راضی بودند و هنگامی که فرصت ها و بسط ید خویش را از کف داده اند فریاد ازادی خواهی شان برخاسته است.این امر خود هم علت و هم معلول فرهنگ خشونت در تاریخ گذشته ماست. زبان و فرهنگ جامعه ما همواره زبان و فرهنگ خشونت ، زورگویی و سلطه طلبی بوده است ؛ پدر به فرزند ، شوهر به همسر ، رئیس به کارمند و ... تعبیر خودمحورانه از ازادی همواره منجر به این شده است که افراد نسبت به مافوق ، بنده و نسبت به زیر دست ، پادشاه باشند و انچه شان و مکانتی نداشته است حق یا حقوق انسانها مستقل از مرام یا شان و زیردستی و فرودستی بوده است.


وقتی تصمیم به نگارش این یادداشت گرفتم رندی با اشاره به فشارهای جسمی و روحی وارد شده به مدیران شهرداری ها که از اجزای حاکمیت اند و نیز وضعیت اقایان موسویان و گنجی گفت ، هنوز نوبت به دفاع از حقوق مخالفان نرسیده است؟حقیقت این که ازادی در جامعه ما فقط هنگامی نهادینه خواهد شد که مخالفان هم مشمول ان باشند و فرهنگ و حقوق مخالف جا بیفتد و به رسمیت شناخته و اعمال شود . در این صورت افتخار طلایه داری این راه نو در ایران نو بر پیشانی انقلاب اسلامی ثبت و نظام دینی ما ظرفیت خویش در تحمل و منطق نیرومند خود را به منصه ظهور خواهد رساند کمال مطلوب برای احاد جامعه همان نقطه ایست که شریعتی در نیایش خود از زبان ژان ژاک روسو نقل میکند و میگوید:


"خدایا این کلام مقدسی را که به روسو الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که : من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای ازادی تو و عقاید تو فدا کنم".


با این منطق که هرکس جان خود را در راه ازادی بیان مخالفانش ببازد ازاده است ، بی گمان هیچ ازادی خواه صادقی را نمیتوان سراغ گرفت.


در میان رجال تاریخ معاصر ایران ازادی خواهان زیادی را میتوان سراغ گرفت و در میان صاحبان قدرت ، معدودی را میتوان دید که مدافع ازادی بوده اند اما فقط یک استثنا را میتوان نام برد که در اوج قدرت قربانی دفاع از منافع و حقوق کسانی شده است که با عقیده ی انان مخالف بود و خاتمی دومین شخصیتی است که امروز از موضع یک صاحب منصب از حقوق مخالفان سخن میگوید.


رئیس جمهور در فضای سیاسی به وجود امده پس از حوادث قم در جمع مدیران اموزش و پرورش گفت در کشور ما مخالف هم صاحب حق است . او افزود : " حکومت مقتدر حکومتی است که که حق مخالفینش را نیز بشناسد و با همه وجود از ان دفاع کند و اگر او حق را زیر پا نهاد از راه قانئنی با او برخورد شود".


وی همچنین در شب های احیای ماه رمضان در مرقد امام خمینی طی یک سخنرانی بر روش حکومت امام علی (ع) در برخورد با مخالفان تاکید کرد وتوضیح داد که امام مجال اعتراض به مخالفان میداد و حتی حقوق انان را از بیت المال قطع نمیکرد.


جامعه 12 بهمن 76

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر